جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 28 مرداد ماه سال 1387

   

سلام ...

داداچ رضا که نیست ٬ طبق خبری که به من داده شد سلی هم فعلا نمیتونه آپ کنه

پس من آپ میکنم

دقت کردین ماها بیشتر زندگیمون سواله ؟!!

نه فقط ما ٬ همه ...

چند وقت که دارم به خودم و دیگران دقت میکنم ... میبنم همه داریم از خودمون سوال میپرسیم

چرا اینجوری شد ؟ چرا من اینکارو کردم ؟ من باید چیکار کنم ؟ چرا این حرف رو زدم ؟ چیکار باید بکنم ؟ و....

البته سوال پرسیدن خوبه ... در حدی که تکلیف آدم روشن بشه و بفهمه چیکار باید بکنه

نه اینکه تمام زندگیش بشه سوال ...

تمام ماها یه آدمیم با یه علامت سوال بالا سرمون ٬ نه یه علامت سوال کوچیک کنارمون !!

تمام فکر و ذکرمون اینه که همه چی رو کاملا تحلیل کنیم ... بشکافیم .... راه رو پیدا کنیم

گاهی میشه این راه اینقدر مشخصه که سوالش فقط یه جواب کوچیک میخواد

وقتی قرار بر گرفتن یه تصمیم باشه اینقدر عجله میکنیم که به خودمون تحمیل میکنیم حتما همون لحظه تصمیم بگیریم !!

و اینقدر فکر میکنیم ... نکات رو توی ذهنمون میاریم که واقعا گیج میشیم !! و آخرش هم خسته میشیم و یه تصمیم میگیریم که بعد باز میگیم :

چرا این کار رو کردم ؟ چی شد من این تصمیم رو گرفتم ؟ نکنه از تصمیمم پسیمون بشم ؟ چرا ...

باز برگشت سر خونه اول !!

وقتی چشمات رو دقیق کنی انگار که چشمت ضعیفه و تو مجبوری اونارو تنگ کنی تا ببینی !! اونوقت میبینی راه کار تو کاملا مشخص بوده و هست ... نیاز نبود توی یه عالمه علامت سوال خودتو غرق کنی   

سوال باید باشه ولی نه دریای سوال ٬ اونقدر که بفهمیم کی هستیم و چیکار باید بکنیم ..

* فهمیدن اینکه منظور واقعی این متن چی بود نیاز داره که به عمق متن نگاه بشه ...!!

    

همیشه فکر میکنیم و برای آینده نقشه میکشیم !!

همیشه فکر میکنیم و از گذشته درس میگیریم و حسرت میخوریم !!

هیچوقت نشده بگیم الان دوست دارم چیکار کنم

هیچوقت نشده بگیم الان دلم میخواد رقص و پایکوبی کنم چون هستم ..

هیچوقت نشده بگیم الان میخوام از خدا تشکر کنم به خاطر مشکلاتم و توان حل کردنشون ...

و .....

* همه چی باید در کنار هم تکمیل بشه٬ میخوام در آینده این باشم پس الان تلاش میکنم همون باشم .

  

این همونیه که مرجان ازش عصبانی بود ... خاله زنکی ... فضولی ... دخالت

دقت کردین گاهی بعضی آدما چقدر اطرافیان رو زیر ذربین میذارن ؟!! چقدر نظر اطرافیان توی نحوه زندگیشون اثر میذاره ؟!!

هستن کسایی که رفتار خودشون رو کاملا فراموش میکنن و فقط به رفتار دیگران نگاه میکنن که چیکار کرد و چه حرکتی نشون داد

چقدر توی زندگی هم دخالت میکنن

مثال : تا وقتی هنوز سنش کمه٬ میگن : چرا درس نمیخونه ؟ یا به به داره درس میخونه

وقتی درسش تموم شد٬ میگن : چرا کار نمیکنه ؟ یا خب سر کارم که هست بازم به به !!

وقتی کارش هم ثابت شد و مجرد بود٬ میگن : چرا عروس / داماد نمیشی ؟ پیر میشی هاااا ...

وقتی ازدواج کرد٬ میگن : چرا بچه دار نمیشین ؟ دیر میشه !!

وقتی بچه دار شدن و بچه دختر / پسر بود٬ میگن : چرا یکی ؟ یکی دیگه بیار جفت شن !!!

وقتی دوتا بچه شد٬ میگن واسه اینکه بیکار نباشی بازم بچه دار شو ...!!

بعدشم که چرا بچت درس نمیخونه ؟ سر کار نمیره ؟ ازدواج نمیکنه و............

پ.ن 1 :  این پست کاملا با عجله نوشته شد و هیچ وقت زیادی براش گذاشته نشد !! خوب و بد رو ببخشید 

پ.ن 2 : از همه دوستایی که احوال من رو تو این مدت پرسیدن ممنونم ... منتظر جواب ام آر آی ام ..

پ.ن 3 : من و سارا فعلا در سلامت کامل به سر میبریم 

خدافظ ...

شنبه 11 خرداد ماه سال 1387

جدید نوشت : طی روزهای اخیر با رواج نوعی بیماری خطرناک متوجه ناپدید شدن یکی از دوستان به نام رضا مشتاق شدیم٬ هر چند عملیات واکسینه انجام نشد و این پرونده باز ماند اما با گذشت زمان و پیشرفت این ویروس طی این روزها متوجه ناپدید شدن یکی دیگر از اعضای این خانه شدیم با نام مرجان !!

هنوز مشخص نیست که این ویروس چگونه قربانی میگیرد ... ما از دست اندر کاران در عرصه علم خواهشمندیم زودتر واکسنی تهیه کرده تا بیش از این شاهد قربانی های این ویروس عجیب و مرموز نباشیم ...!! 

طبق خبرات رسیده از خود یوسف که تمام این شیطونیا زیر سر همونه !! ... یوسف هم علایم این ویروس رو داره !!

مشاهده ویروس مورد نظر 

برای جلوگیری از انتشار این ویروس برای همه این لباس رو سفارش دادیم ... !!!

 

                                     

آدما چند نوع دارن ....
یکی هدف داره و واسه هدفش تلاش میکنه ولی وقتی ببینه چند تا مشکل کوچیک و بزرگ سر راهش اومد اون هدف رو فراموش میکنه و هدف ساده تر رو انتخاب میکنه ... که اینجور آدما کم نیستن !!

یکی هدف نداره و فقط تلاش میکنه ... این میشه تلاش برای زنده موندن ... فقط میخواد از دیگران عقب نمونه که اینجور آدما اکثریت رو تشکیل میدن ... !!

 

یکی نه هدف داره نه تلاش میکنه ... خودش رو سپرده دست جریان زندگی تا هرجا دوست داره اونو ببره

یکی هدف داره ولی تلاش نمیکنه ... راحت طلب ... و عقیده داره همیشه خدا کمکش میکنه !!

 

ولی یکی هم هدف داره هم تلاش میکنه٬ هم پشتکار داره که 4 گروه بالا ندارن ... فقط هدفش رو میبینه و مستقیم به سمت همون هدف میره ... پشتکارش اونقدر زیاد هست که مشکلات بزرگ رو حل میکنه و میگذره ازشون. این آدم لیاقت رسیدن به همون هدف رو داره .

 

چند وقت پیش بنفشه یه لینک فرستاده بود ... ولی هنوز تو ذهنم مونده :

 

                        

 

این لینک درباره ... استیون هاوکینگ ... یا انیشتین دوم بود
تکه هایی از متنش رو میذارم :

 

او از هر گونه تحرک عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد. نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تکان بدهد یا بدنش را خم و راست کند.
از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندازد. زیرا عضلات صوتی او که عامل اصلی تشکیل و ابراز کلمات اند مثل 99 درصد بقیه عضلات حرکتی بدنش در یک حالت فلج کامل قرار دارند.
مشتی پوست و استخوان است روی یک صندلی چرخدار که فقط قلبش و ریه هایش و دستگاه های حیاتی بدنش کار می کنند و بخصوص مغزش فعال است.
یک مغز خارق العاده که دمی از جستجو و پژوهش و رهگشایی بسوی معماها و نا شناخته ها باز نمی ماند.

استیفن در 17 سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز کرد و از همان زمان به فیزیک اختری و کیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود کنجکاوی شدیدی می یافت که به رمز و راز اختران و آغاز و انجام کیهان پی ببرد.
سالهای دهه 60 عصر طلایی کشف فضا- پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به کره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می کرد
اما ....
اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه 1963 مجبور به مراجعه به بیمارستان شدو آزمایشات علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد.
این بیماری که به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حرکتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجاد می کند. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.
پروفسور استیفن هاوکینگ اکنون 61 سال دارد و ظاهرا بیش از یک ربع قرن قاچاقی زندگی کرده است.
البته اگر بتوان وضع کاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید ...!!


 

ادامه ...

 

حالا چقدر از آدما واقعا تلاش میکنن ؟! چقدر به هدفشون میرسن ؟! و چقدر از آدما وسط راه کم میارن ؟
در حالی که اکثرا هم سالمن ...

 

* هیچکس نمیتونه توی مسابقه با زندگی اول بشه ... اما میتونه دوم بشه .. مثالش بالا زده شد !!

 

* ما زنده به آنیم که آرام نگیریم       موجیم که آسودگی ما عدم ماست

 

 

 

پ.ن : انیشتین میگه : « از دشمن یکبار بترس ولی از دوست خود هزار بار !! »


واقعا این جمله رو قبول میکنین ؟ 

شاید منظور این بوده که نباید اعتماد کرد ...
شاید منظور این بوده که به دلیل توقعاتی که توی دوستی پیش میاد دلخوری هم هست !
شاید منظور ....
نمیتونم راحت این جمله رو قبول کنم ... چون دارم نمونه دوستی خوب رو همین جا میبینم و هیچ شکی درباره این دوستی ها ندارم ...

فکر میکنم این جمله غلطه ...
* « از دشمن یکبار بترس ولی از اطرافیان هزار بار » .... نگین 

 

 

1 2 >>